زن درحالیکه گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد.چه کفش های قشنگی دارید .زن لبخند زد وگفت:برادرم برایم خریده است،دوست داشتی جای من بودی؟ پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت:نه، ولی دوست داشتم جای برادرت بودم تامنم برای خواهرم کفش میخریدم.
نظرات شما عزیزان:
مصطفی 
ساعت12:08---18 بهمن 1390
سلام ابجی جون
این یکی وبت مبارک باشه
راستی ادرس منو درست بزن