شاعر ازکوچه مهتاب گذشت
لیک شعری نسرود
نه که معشوقه نداشت !
نه که سرگشته نبود!
سالهابود دگر کوچه مهتاب خیابان شده بود
نظرات شما عزیزان:
zirak 
ساعت16:55---3 آذر 1391
چرا غم؟
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد.
وب ما هم منتظر نظر شماست دوست عزیز
...
تنها صبور 
ساعت20:27---13 مهر 1391
ســاده نيســت دســتت را بگــيرند و با قــول يــک عروســک
خــيابان
خــيابان
خــيابان
و آخــر خــيابان آخــرى بفهــمى
تــــو عــروسکى بــودى که
دستــت را گــرفــته بــودنــد
arash & hasti 
ساعت1:07---7 مهر 1391
کدام
چراغ قرمز
را رد کردم
که تاوانش
تصادف با تو بود...
.......
من که نخواستم
جبران کنی
چرا
فرار کردی...
تنها صبور 
ساعت13:53---6 مهر 1391
همه مي گن بخشش از بزرگتر هاست
من بخشيدم اما هيچکس نگفت
چقدر بزرگ شدي
همه گفتن بلد نبودي حقتو بگيري ! ..
مصطفی 
ساعت16:55---2 مهر 1391
میگویند یک روزی هست ..
که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند ...
و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی!
فقط نمیدانم ....
تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد!؟!